خبر را در صفحه اصلی ببینید
خبر را چاپ کنید
94/11/03 10:44
شناسه خبر : 76836

کار دستی های چینی صنایع دستی استان هرمزگان را به حاشیه رانده است+ تصویر

برای جلوگیری از هجوم بی رحمانه کار دستی های چینی به کشور در سال های اخیر اقداماتی صورت گرفته که به صورت نمادین بوده و هیچ کمکی به احیای صنایع دستی ما نکرده است. ...

به گزارش خبرنگار پايگاه خبري جهانگيريه، امید پورابراهیم طی یادداشتی به سایت جهانگیریه نوشت: مردم هر منطقه ای معیشت خود را به شیوه های مختلف و بوسیله ابزارهای مختلف بدست می آورند، استان هرمزگان نیز از این قائده مستثنی نیست.

 

سبک زندگی مردم و راه های معیشت یک منطقه زاییده تاریخ آن منطقه است ، در گذشته معیشت اکثر مردم استان هرمزگان بوسیله کشاورزی و بخصوص درخت خرما که یکی از مهمترین منابع معیشتی مردم در گذشته بوده است تامین می شد که برای استفاده از این محصول ابزار ویژه ای نیز بکار می بردند، که تمام این ابزار در گذشته بدست همین مردم ساخته می شد.

 

داس های استان هرمزگان که برای بریدن خوشه های درخت خرما و همچنین شاخه های خشک آن استفاده می شد کمی با داس های دیگر مناطق متفاوت است، مثلا نسبت به داس های جنوب استان فارس دسته بزرگتری دارد و یا داس های استان کرمان قسمت فلزی آن قوس کمتری دارد، داس یکی از ابتدایی ترین و پرکاربرد ترین ابزار در کشاورزی استان هرمزگان است که در گذشته نیاکان ما خود تهیه می کردند ولی در حال حاظر در بازارهای ما کمتر می توان داس های قدیمی و بومی را پیدا کرد و جنس های چینی به وفور یافت می شود .

 

وسیله ای دیگر بری گرفتن خارهای نخل استفاده می شد که به کجک معروف بود که البته بر خلاف داس بدون دندانه است و دمی مانند چاقوی تیز دارد و تقریبا نیم دایره است با یک دسته حدود 40 سانتی متری که برای در امان بودن از پرتاب خارها به طرف فرد استفاده می شد که این ابزار نیز به سرنوشت داس مواجه شده است.

حتی انواع بندها که برای برداشت محصول بکار می رفت توسط خود نخل کاران تهیه می شد که در حال حاظر کمتر می توان اثری از آن را یافت که یکی از این نوع بندها به چیلک معروف بود که جای خود را به بندهای پلاستیکی وارداتی داده است.

 

همچنین سبدهای نگهداری خرما که انواع مختلفی دارد از جمله: تولک، پری، سوتک، ملودو، کوارگ، تکینه، درزیر، هاروو، کوریچ و سیلک که در گذشته از برگ های نخل تهیه می شد، سبد هایی که به مراتب مانگاری بیشتری نسبت به سبد های چینی و پلاستیکی داشتند و نکته مهمتر از اینکه به راحتی در طبیعت تجزیه می شدند، این صنعت با ارزش نیز که بیشتر بدست بانوان ساخته می شد جای خود را به سبد های پلاستیکی و غیر قابل تجزیه چینی داده است، شاید با کمی برنامه ریزی می شد این صنعت با ارزش که در تمام امور زندگی قابل استفاده بود می توانست کمک شایانی به پویایی اقتصاد ما و کاهش بیکاری بخصوص برای بانوان بکند.

 

البته از درخت نخل صنایع دستی متفاوتی نسبت به سبدها نیز تهیه می شد که شامل بادبزن، گوفه نان، کوندوک نان، کلاه، تک، دم پز و … که اکثر آنها کم کم به صنعت فراموش شده تبدیل می شوند.

 

هجوم بی رحمانه کلاهای چینی فقط به موارد نامبرده قناعت نکرده بلکه در سایر صنایع دستی ما شامل، ابزار کار مانند بیل، تبر، دیلم، حتی تورهای ماهیگیری هم رحم نکرده و تمام رقبای بومی خود را به حاشیه کشیده است.

 

چینی ها تنها به جایگزینی ابزار کار خود به جای ابزار ما بسنده نکرده اند بلکه با مطالعه و برنامه ریزی بر روی پوشش بانوان منطقه تمام اجناس مورد نیاز لباس ها محلی استان هرمزگان را تهیه و به کشور ما وارد می کنند، اجناسی که شاید در خود کشور چین هیچ کاربردی نداشته باشد و شاید کارگر چینی از موارد استفاده این اجناس هیچ اطلاعاتی دراختیار نداشته باشد.

 

صنعت بومی ما که از پارچه های با کیفیت داخلی گرفته تا ابزار اولیه، کلاهای زینتی، فرش و … توسط چینی ها معادل سازی شده و کیفیت کمتر و قیمیت پایین تر وارد کشور ما می شود و اندک صنایع دستی ما را نیز با رکود مواجه کرده است.

 

هر چند در سال های اخیر تلاش هایی برای بازسازی این صنعت ورشکسته شده است اما بیشتر این تلاش ها بصورت روتین بوده و کمکی به حل مشکل نکرده است.

 

اجرای اقتصاد مقاوتی و تبدیل جامعه از مصرف کننده به تولید کننده بهترین راه حل برای نجات صنایع دستی خواهد بود ، صنایعی که شاید در سال های نزدیک برای مردم ما غریبه باشد و آیندگان برای باز سازی آن هیچ فردی را برای تهیه آنها نیابند و باید در تصاویر و موزه ها در جستجوی آنها بگردند .

 

 

انتهای پیام/